باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

بارانم

1393/2/12 13:11
نویسنده : میم
341 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب توی  هال نشسته بودیم که رفتی روی مبل و از روی دیوار قاب کوچیکی که به دیوار زده بودم رو ور داشتی و پشتت قایم کردی و دوئیدی تو اتاقت  اون لحظه دستم بند بود بعدش که فرصت کردم رفتم تو اتاقت دیدم قاب عکس رو گذاشتی روی میزت و  کلی کیف کردم وقتی دیدم از بین سه تا قابی که روی دیوار بود که یکیش عکس 4 نفره (شما و من و بابا و آنا ) و یکیشم عکس تکی خودت  و یکی دیگه ش هم عکس منو باباته که عکس ما رو انتخاب کردی . بهت قول دادم یه عکس خودم و بابات  رو برات بزرگ چاپ کنم برای روی میزت

پی نوشت : روز مادر بهت گفتم باران جون یه راز بهت میگم جلوی آنا نگو ، امروز روز من و آنا و مامانیه  گفتی : بابا بیاد میرم براتون جاییزه میخرم  فدات بشم با اون جاییزه های  قشنگی که برامون خریدی

گلهای من باران و ترمه ( دختر دایی باران )

 

پسندها (5)

نظرات (4)

شادی
13 اردیبهشت 93 10:51
عزیزم. چقدررررر این دخترها با احساس و لطیف هستن. ماشالا تو این عکس چقدر باران به نظرم بزرگ شده. خدا حفظش کنه.
آویسا
13 اردیبهشت 93 10:52
جانم چقدر باران خانم ماهه
مهدیا
24 اردیبهشت 93 13:45
سلام دوست عزيز! وبلاگ خيلي زيبايي داري! لطفا به منم سر بزن! و برام نظر بذار که بدونم اومدي! منتظرما!
میم
پاسخ
ممنون عزیزم چشم
دختر آسموني
5 خرداد 93 13:08
ماشااله چه بزرگ شده اين دخمل.مي بوسمت باران گلم.